محل تولد: تهران| سال تولد: 1311| سن: 49 سال
تحصیلات: دكتراي الكترونيك و فيزيك پلاسما
سخنش تمام شد، با همة رزمندگان خداحافظي و ديده بوسي كرد، به همة سنگرها سركشي نمود و در خط مقدم، در نزديكترين نقطه به دشمن، پشت خاكريزي ايستاد و به رزمندگان تأكيد كرد كه از اين نقطه كه او هست، ديگر كسي جلوتر نرود، چون دشمن به خوبي با چشم غيرمسلح ديده ميشد و مطمئناً دشمن هم آنها را ديده بود. آتش خمپاره كه از اولين ساعات بامداد شروع شده بود و علاوه بر رستمي قربانيهاي ديگري نيز گرفته بود، باريدن گرفت و دكتر چمران دستور داد رزمندگان به سرعت از كنارش متفرق شوند واز هم فاصله بگيرند. يارانش از او فاصله گرفتند و هر يك در گودالي مات و مبهوت در انتظار حادثهاي جانكاه بودند كه خمپارهها در اطراف او به زمين خورد و با اصابت يكي از خمپارههاي صداميان، يكي از نمونههاي كامل انساني كه ماية مباهات خداوند است، يكي از شاگردان متواضع علي(ع) و حسين(ع)، يكي از عارفان سالك راه حق و حقيقت و يكي از ارزشمندترين انسانهاي عليگونه و يكي از ياران باوفاي امامخميني(ره) از ديار ما رخت بربست و به ملكوت اعلي پيوست.

حاج احمد! دل دوکوهه برایت تنگ است. دل بسیجی ها. بی
تو چرا دروغ؟ سخت می گذرد به ما! این همه سخنران، هیچ
کدامش تو نیستی. این همه جبهه، در هیچ کدامش تو نیستی.
این همه جنگ، جناب فرمانده! نیستی، نیستی، نیستی! بی
تو ما «این عمار» شنیدیم باز هم از علی. چقدر باید
تلفات دهیم تا چرتت پاره شود؟! می شنوی… می بینی… کاش
به جای خواب، مفقودالاثر بودی تا می گفتمت: «خب لااقل
حرفی بزن، مرد حسابی». خسته شدیم از دست اصول گرایان،
اصلاح طلبان، خودمون! صورت روزگار، سیلی تو را می
خواهد. باید بلند شوی و سینه خیزمان کنی گرد صبحگاه
ظهور.



مدادگر آبادانی دیروز و نویسنده توانمند
امروز، در آستانه سالروز عروج شهید سید مجتبی هاشمی ، این فرمانده پرهیبت
جنگهای نامنظم در سواحل خلیج فارس، تصویری از رشادتهای فرمانده فدائیان
اسلام در خرمشهر و آبادان و فضای ویژهای كه او در آن به فرماندهی مشغول
بود، ترسیم نموده است كه در ادامه تقدیم میگردد